/ 5 نظر / 10 بازدید
کلبه احساسی

قلب من قالی خداست تار و پودش از پر فرشته هاست پهن کرده او دل مرا در اتاق کوچکی در آسمان خراش آفتاب برق می زند قالی قشنگ و نو نوار من از تلاش آفتاب شب که می شود خدا روی قالی دلم راه می رود؛ ذوق می کنم گریه می کنم اشک من ستاره می شود هر ستاره ای به سمت ماه می رود... یک شبی حواس من نبود ریخت روی قالی دلم شیشه ای مرکب سیاه سالهاست مانده جای آن جای لکه های اشتباه

خدیجه

سلام بر بهترین خواهر دنیــــــــــــــــــــا.. چطوری؟ خواهرت چطوره؟؟؟؟ خوبی؟خوشی؟سلامتی؟

خدیجه

می بینی که اومدم.... امسال یومدی کلاس زبان جهاد؟؟؟ دلم برات تنگ شده

نیکتا هستم دوست خدیجه

به وبلاگ منم سربزن وبت زیباست

خدیجه

آفرین....... مرحبا......... باریکلا....... پرفکت...... اکسلنت.....