یک مشت شکلات

بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه داد، بعد لبخندی زد و گفت: چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش می‌دی، می‌تونی یک مشت شکلات به عنوان جایزه برداری.

ولی دختر کوچولو از جای خودش تکون نخورد، مرد بقال که احساس کرد دختر بچه برای برداشتن شکلات‌ها خجالت می‌کشه گفت: "دخترم! خجالت نکش، بیا جلو خودت شکلات ها رو بردار."

دخترک پاسخ داد: "عمو! نمی‌خوام خودم شکلات ها رو بردارم، نمی‌شه شما بهم بدین؟ "

بقال با تعجب پرسید: چرا دخترم؟ مگه چه فرقی می‌کنه؟

و دخترک با خنده ای کودکانه گفت: آخه مشت شما از مشت من بزرگتره!قهقهه

 

منبع : بخش کودک و نوجوان تبیان

/ 1 نظر / 6 بازدید
مسلمان

سلام . من مسلمانم ! شما چطور ؟ قراره یه باره دیگه یادمون بیاد که مسلونیم و به مسلمون بودن خودمون ببالیم . از شما دعوت می کنیم از وبلاگ ما بازدید کنید و اگر مایل بودید برای حمایت از مبانی معرفتی دین اسلام ما را با نام : من مسلمانم ... سرباز خدا ( تریبون معرفت دینی ) لینک کنید . و بعد ما را در وبلاگمان از این موضوع با خبر سازید . منتظر دغدغه های فکری و معرفتی شما هستیم . http://man-mosalmanam.persianblog.ir