به نام خدای آغاز و پایان نامه ها سلامــــــــــ ــــ ! *#*#*#*#*#*#* اسمِ بازیِ من و خدا زندگی ست هیچ چیز، مثلِ بازیِ قشنگِ ما عجیب نیست بازی ای که ساده است و سخت، مثلِ بازیِ بهار با درخت با خدا طرف شدن کارِ مشکلی ست، زندگی بازیِ خدا و یک عروسکِ گِلی ست! "عرفان نظر آهاری" *&*&*&*&*&*&*&*&*&* شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی آوای تو می خوانَدَم از لایتـناهی آوای تو می آرَدَم از شوق به پرواز شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی امواج نوای تو به من می رسد از دور دریایی و من، تشنه ی مهرِ تو، چــو ماهی دیدارِ تو گر صبحِ ابد هم دهَدَم دست من سرخوشم از لذتِ این چشم به راهی... "فریدون مشیری" ^-*-^-*-^-*-^-8^ ذهنِ ما باغچه است گل در آن باید کاشت... گل بکاریم بیا تا مجالِ علفِ هرز فراهم نشود بی گل آراییِ ذهن نازنین هرگز آدم، آدم نشود... "مجتبی کاشانی"
  :: مهشید
کد پیغام خوش آمدگویی

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت


كد ماوس


داستان روزانه

بهترین ابزار سایت و وبلاگ

کد پازل
خطاطي نستعليق آنلاين

بارش پر در وبلاگ

کدهای بارشی زیبا

کد موزیک



✿کم نیستند شادی ها، حتی اگر بزرگ نباشند... چه آسان تماشاگر سبقت ثانیه هاییم و به عبورشان می خندیم چه آسان لحظه ها را به کام هم تلخ می کنیم و چه ارزان می فروشیم لذت با هم بودن را چه زود دیر می شود و نمیدانیم که: فردا می آید شاید ما نباشیم!✿

هر اتفاقی بیفتد به نفع ماست

توی کشوری یه پادشاهی زندگی میکرد که خیلی مغرور ولی عاقل بود

یه روز برای پادشاه یه انگشتر به عنوان هدیه آوردند ولی رو نگین انگشتر چیزی ننوشته بود و خیلی ساده بود
شاه پرسید این چرا این قدر ساده است ؟
چرا چیزی روی آن نوشته نشده است ؟
فردی که آن انگشتر را آوره بود گفت: من این را آورده ام تا شما هر آنچه که میخواهید روی آن بنویسید
شاه به فکر فرو رفت که چه چیزی بنویسد که لایق شاه باشد و چه جمله ای به او پند میدهد؟
همه وزیران را صدا زد وگفت
وزیران من هر جمله و هر حرف با ارزشی که بلد هستید بگویید
وزیران هم هر آنچه بلد بودند گفتند
ولی شاه از هیچکدام خوشش نیامد
دستور داد که بروند عالمان و حکیمان را از کل کشور جمع کنند و بیاوند
وزیران هم رفتند و حکیمان کل کشور را آوردند
شاه جلسه ای گذاشت و به همه گفت که هر کسی بتواند بهترین جمله را بگوید جایزه خوبی خواهد گرفت
هر کسی یه چیزی گفت
باز هم شاه خوشش نیامد
تا اینکه یه پیر مردی به دربار آمد و گفت با شاه کار دارم
گفتند تو با شاه چه کاری داری؟
پیر مرد گفت برایش یه جمله ای آورده ام
همه خندیدند و گفتند تو و جمله، ای پیر مرد تو داری میمیری تو راچه به جمله
خلاصه پیر مرد با کلی التماس توانست آنها را راضی کند که وارد دربار شود
شاه گفت تو چه جمله ای آورده ای؟
پیر مرد گفت
جمله من اینست
"هر اتفاقی که برای ما می افتد به نفع ماست"
شاه به فکر رفت و خیلی از این جمله استقبال کردو جایزه را به پیر مرد داد پیر مرد در حال رفتن گفت
دیدی که هر اتفاقی که می افتد به نفع ماست
شاه خشمگین شد و گفت چه گفتی؟
تو سر من کلاه گذاشتی
پیر مرد گفت نه پسرم
به نفع تو هم شد چون تو بهترین جمله جهان را یافتی
پس از این حرف پیر مرد رفت
شاه خیلی خوشحال بود که بهترین جمله جهان را دارد
دستور داد آن را روی انگشترش حک کنند
از آن به بعد شاه هر اتفاقی که برایش پیش میآمد میگفت:
هر اتفاقی که برای ما میافتد به نفع ماست
تا جائی که همه در دربار این جمله را یاد گرفند و آن را میگفتند که هر اتفاقی که برای ما میافتد به نفع ماست
یه روز پادشاه در حال پوست کندن سیبی بود
که ناگهان چاقو در رفت و دو تا از انگشتان شاه را برید و قطع کرد
شاه ناراحت شد و درد مند
وزیرش به او گفت
هر اتفاقی که میافتد به نفع ماست
شاه عصبانی شد و گفت
انگشت من قطع شده تو میگوئی که به نفع ما شده
به زندانبان دستور داد تا وزیر را به زندان بیندازد و تا او دستور نداده او را در نیاورند
چند روزی گذشت
یک روز پادشاه به شکار رفت و در جنگل گم شد
تنهای تنها بود ناگهان قبیله ای به او حمله کردند و او را گرفتند و می خواستند او را بخورند
شاه را بستند و او را لخت کردند
این قبیله یک سنتی داشتند که باید فردی که خورده میشود تمام بدنش سالم باشد
ولی پادشه دو تا انگشت نداشت
پس او را ول کردند تا برود
شاه به دربار باز گشت و دستور داد که وزیر را از زندان در آورند
وزیر آمد نزد شاه و گفت با من چه کار داری؟
شاه به وزیر خندید و گفت
این جمله ای که گفتی هر اتفاقی میافتد به نفع ماست درست بود
من نجات پیدا کردم و این به نفع من شد
ولی تو در زندان شدی این چه نفعی است
شاه این راگفت و او را مسخره کرد
وزیر گفت اتفاقاً به نفع من هم شد
شاه گفت چطور؟
وزیر گفت شما هر کجا که میرفتید من را هم با خود میبردید
ولی آنجا من نبودم
اگر می بودم آنها مرا میخوردند
پس به نفع من هم بوده است
وزیر این را گفت و رفت .



:: برچسب‌ها:
آخرین عناوین مطالب